حتما شما هم در خانه و یا محل کار با یک آدم خودخواه سر و کار داشتهاید. برخی از این افراد به عارضهای به نام کنترلگری دچار هستند و بهتر آن است که آشنایی شما با نقص رفتاری این افراد بیشتر باشد. کتاب گرگ در لباس میش نوشتهی جرج سایمون شما را در چگونگی برخورد با این افراد راهنمایی میکند.
در زندگی مشترک با افراد مختلف، ما همواره تلاش میکنیم از گزند بدرفتاریها در امان باشیم. اما تشخیص برخی از رفتارهای استثنایی بدون شناخت و آگاهی از ریشههای روانی آن برای ما سخت است. علم روانشناسی با تحلیل رفتار انسان و ریشهیابی دقیق عارضههای روحی میتواند راهگشای خوبی برای برطرف ساختن برخی از مشکلات رفتاری و کمبودها باشد. یکی از این مشکلات ارتباطی در جوامع امروزی، برخورد و مقابله با افراد کنترلگر است. کتاب گرگ در لباس میش (In Sheep's Clothing: Understanding and Dealing with Manipulative People) نوشتهی جرج سایمون (George K. Simon) درباهی راههای شناسایی پرخاشگری و آشنایی با ویژگیهای افراد کنترلگر است.
ما در شناسایی افراد کنترلگر بیش از هر چیز رابطهی این افراد با دیگران را بررسی میکنیم. در صورتی که ارزیابی درونیات این افراد به ما نشان خواهد داد که چه دلایلی باعث بروز چنین رفتار مرموزی از سوی آنها میشود و از این طریق آگاهی ما برای مقابله با این افراد بیشتر خواهد شد. در کتاب گرگ در لباس میش راههای مطمئنی پیشنهاد شده است که مخاطب بتواند در ابتدا افراد کنترلگر را شناسایی کرده و سپس بهترین شیوهی برخورد با این افراد را انتخاب کند. البته این موضوع به این معنا نیست که پژوهش جرج کی سایمون در این کتاب تنها معطوف به ریشهیابی یک بیماری باشد. در واقع این کتاب بیش از هر چیز به بازشناسی راههای ارتباط با این افراد میپردازد.
افراد کنترلگر همان آدمهایی هستند که ما به آنها میگوییم خودخواه یا مستبد. این افراد در جمع دوستان، خانواده، محیط کار و یا حتی در جوامع سیاسی، نسبت به دیگران احساس برتری میکنند و همیشه به دنبال ثبت و ضبط رفتار اطرافیانشان هستند. هدف شخصیتهای کنترلگر از این دخالت زیرکانه، پیدا کردن راهی برای خودنمایی و تصاحب جایگاهی برای خودکامگی است. جرج سایمون در کتاب گرگ در لباس میش تحلیل جامعی از این افراد دارد و پیشنهاد میکند که برای برخورد با این افراد مهارت شناسایی خود را بالا ببرید. او معتقد است که در محیط پیرامون ما آدمهای زیادی هستند که نقش گرگهای وحشی را بازی میکنند. این افراد آسیبهای جدی را متوجه اطرافیانشان میکنند و مدام در حال برنامهریزی برای سوءاستفاده از افراد ضعیف هستند.
جرج سایمون به عنوان روانشناس بالینی برخی از بیماریهای روحی را حاصل ارتباط با افراد کنترلگر میداند و به خوانندهی کتاب گرگ در لباس میش توصیه میکند که در ارتباط با افراد کنترلگر محتاط باشد. او یادآور میشود که وقتی افراد دچار افسردگی و نگرانی شدید میشوند، به صورت پیشفرض خودشان را مقصر میدانند و احساس میکنند که واقعهای در زندگی آنها باعث افسردگی شده است. در حالی که برخورد با افراد خودخواه و یا شخصیتهایی که روح سالم دیگران را بستری برای پیش بردن اهداف خود قرار میدهند، عامل اصلی افسردگی در وجود افراد بیگناه است.
کتاب گرگ در لباس میش مخاطب خود را در جهت فراگیری مهارت خودشناسی و برخورد با افراد کنترلگر راهنمایی میکند. جرج سایمون سه هدف برای نگارش کتاب خود در نظر گرفته است. هدف اول این روانشناس بالینی این است که مخاطب را با افراد مبتلا به اختلال شخصیت و همچنین شخصیت متناقض پرخاشگران آشنا کند و دومین هدف، توضیح تاکتیکهای افراد کنترلگر برای تسلط بر دیگران است. هدف سوم نویسندهی این کتاب برای گردآوری مطالب، آموزش راهکارهای مفیدی است که افراد میتوانند با فراگیری این روشها سپر دفاعی مناسبی در مقابله با افراد کنترلگر بسازند.
کتاب گرگ در لباس میش شامل سه بخش و ده فصل است. در بخش اول این کتاب مطالب مفیدی برای چگونگی شناخت افراد عوامفریب تالیف شده است. در این بخش مخاطب با چهرهی متفاوت افرادی آشنا میشود که خود را به عنوان یک قهرمان و ناجی بشریت معرفی میکنند، اما در واقعیت تنها برای رشد اهداف شخصی خود تلاش میکنند. جرج سایمون در بخش دوم کتاب که برخورد موثر با افراد عوامفریب و پرخاشگران نهفته نامگذاری شده است، به راههای عملی و مراحل اجرایی ایدههای پیشنهادیاش میپردازد. او در این بخش به مخاطب کمک میکند تا بدون آسیبهای روانی از پس برخورد با افراد کنترلگر بر بیاید.
این کتاب برای علاقمندان به موضوعات خودباوری و رشد شخصیت مناسب است.
مقدمۀ مترجم
پیشگفتار
در ستایش کتاب
بخش یک: نحوۀ شناخت افراد عوامفریب
فصل اول: پرخاشگری آشکار و نهفته
فصل دوم: مصمم به دستیابی به پیروزی
فصل سوم: تلاش افسارگسیخته برای دستیابی به قدرت
فصل چهارم: تمایل به حیلهگری و عوامفریبی
فصل پنجم: مبارزۀ کثیف
فصل ششم: عدمبرخورداری از وجدان کافی
فصل هفتم: روابط عوامفریبانۀ مبتنیبر سوءاستفاده
فصل هشتم: کودک عوامفریب
بخش دو: برخورد مؤثر با افراد عوامفریب و پرخاشگران نهفته
فصل نهم: تشخیص تاکتیکهای عوامفریبی و سلطهجویی
فصل دهم: بازتعریف شرایط رابطه
کلام آخر: پرخاشگری کنترلنشده در یک جامعۀ سهلانگار